به گزارش خبرنگار خانه ملت؛ بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در نوزدهمین همایش سالانه انجمن علوم سیاسی ایران که در دانشگاه خوارزمی برگزار شد، در سخنانی با بیان اینکه جنگ را میتوان آزمونی برای نظام حکمرانی دانست؛ گفت: آزمونی که نشان میدهد یک نظام حکمرانی تا چه اندازه توانایی مدیریت مسائل و اداره امور کشور را در شرایط عدم قطعیت، بحران و جنگ دارد.
وی ادامه داد: در عین حال، جنگ میتواند فرصتی برای تحول، نوسازی و دگردیسی در نظام حکمرانی باشد تا بتوانیم کیفیت حکمرانی را در شرایط جنگ و پساجنگ ارتقا دهیم.
ایران قوی، کدام ایرانی است!
وی تصریح کرد: واقعیت این است که تابآوری در دوران بحران و جنگ، اگرچه ضروری است، اما بهتنهایی برای عبور موفق از شرایط پساجنگ کافی نیست. اینکه بتوانیم در شرایط جنگی تابآوری داشته باشیم، شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. ایران قوی، صرفاً ایرانی نیست که در برابر تهدیدها زنده بماند؛ بلکه ایرانی است که بتواند در شرایط جدید پس از جنگ، امور کشور را به بهترین شکل ممکن اداره کند.
نظام حکمرانی به سمت الگویی تاب آور حرکت کرده است
نگاهداری بیان کرد: جنگ، نظام حکمرانی کشور را از الگوی انفعالی که پیشتر با آن مواجه بودیم، به سمت الگویی تابآور سوق داد. افرادی که در این دوران مسئولیت اداره امور را بر عهده داشتند، شاهد بودند که بسیاری از مسائل و چالشهایی که در نظام بوروکراسی کشور با آنها مواجه بودیم، در شرایط جنگی با رویکردی متفاوت مدیریت شدند. بهعبارت دیگر، توانستیم از الگوی انفعالی به الگویی حرکت کنیم که امکان مدیریت روزمره بحرانها و مسائل پیشآمده را فراهم میکرد.
نگاهداری گفت: پرسش اساسی این است که آیا الگوی حکمرانی تابآور میتواند بهتنهایی برای ادامه مسیر کشور کافی باشد؟ به نظر من، پاسخ منفی است. نیروها و نهادها در شرایطی که بهطور مستمر درگیر تابآوری هستند، بهتدریج فرسوده میشوند. بنابراین، باید از این مرحله عبور کنیم و دو مسیر پیش روی خود را بهدرستی بشناسیم: یا نظام حکمرانی را نوسازی و بهسازی کنیم و از حکمرانی تابآور به سمت حکمرانی پیشرفتمحور حرکت کنیم، یا در معرض فرسایش و شکنندگی بیشتر قرار بگیریم.
وی تصریح کرد: حرکت به سمت حکمرانی پیشرفتمحور مستلزم آن است که ابتکار عمل را در نوسازی نظام حکمرانی به دست بگیریم و بتوانیم تصویری از ایران آینده ترسیم کنیم که همه مردم نسبت به آن احساس تعلق داشته باشند و برای تحقق آن تلاش کنند. اگر نتوانیم این نوسازی را انجام دهیم، کشور به سمت ناپایداری و شکنندگی حرکت خواهد کرد؛ وضعیتی که برای آینده ایران مطلوب نیست.
ضرورت پاسخ به پرسشهای اساسی
وی اضافه کرد: بنابراین، پرسش اصلی این است که چگونه میتوانیم حکمرانی تابآور را که هدف اصلی آن حفظ بقا در شرایط بحران است، به حکمرانیای تبدیل کنیم که هدف آن کمال، پیشرفت و توسعه کشور باشد؟ چگونه میتوان گفتمان مقاومت را در ادامه مسیر به گفتمان پیشرفت ایران پیوند زد؟ این همان پرسشی است که باید در چنین نشستهایی درباره آن هماندیشی کنیم.
شرایط اقتصاد جهانی و ضرورت تقویت قدرت ملی
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اگر شرایط جهانی را بررسی کنیم، درمییابیم که اقتصاد جهان با چالشهایی از جمله رکود، کاهش رشد اقتصادی، افزایش بدهیها و افت تجارت مواجه است. شاخصهای اقتصادی نیز نشان میدهند که نمیتوان به بازگشت سریع رونق اقتصادی در کوتاهمدت چندان امیدوار بود.
نگاهداری اضافه کرد: بر اساس ارزیابیهای مطرحشده در این سخنرانی، رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۲۶ در محدودهای پایینتر از رشد سال قبل قرار دارد. همچنین، شرایط اقتصادی در برخی مناطق جهان، از جمله منطقه، با محدودیتها و دشواریهایی همراه است. در مقابل، سرمایهگذاری در حوزههایی مانند هوش مصنوعی در برخی اقتصادهای بزرگ، از جمله ایالات متحده، به حفظ رشد اقتصادی کمک کرده است. از سوی دیگر، افزایش بدهیهای عمومی و تشدید فشارهای تورمی از جمله روندهایی هستند که اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهند.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس گفت: مجموع این شرایط نشان میدهد که رقابت و تنش میان قدرتهای جهانی و منطقهای احتمالاً در سالهای پیش رو نیز ادامه خواهد داشت. محدود شدن فرصتهای اقتصادی و تشدید رقابت میان قدرتهای بزرگ، سایر کشورها و قدرتهای منطقهای را نیز ناگزیر تحت تأثیر قرار میدهد.
باید بتوانیم تهدیدها را به فرصتهایی برای تحقق اهداف ملی تبدیل کنیم
نگاهداری تصریح کرد: در چنین شرایطی، اگر ایران بخواهد جایگاه خود را حفظ کند و مسیر پیشرفت را ادامه دهد، چارهای جز تقویت مؤلفههای قدرت ملی ندارد. باید بتوانیم تهدیدها را به فرصتهایی برای تحقق اهداف ملی تبدیل کنیم؛ در غیر این صورت، با مشکلات بیشتری در تعامل با محیط بینالمللی مواجه خواهیم شد.
مسئله اصلی برای افزایش قدرت ملی و تحقق ایران پیشرفته چیست؟
وی ادامه داد: آیا مشکل خود را دارند؛ اما با وقوع جنگ، میدان حکمرانی و مدیریت بحران بر سایر میدانها غلبه پیدا میکند. این تغییر، یکی از مهمترین ظرفیتهایی است که شرایط جنگی برای اداره کشور ایجاد میکند.
رئیس مرکز پژوهش های مجلس گفت: در میدان سیاست هویتی و قبیلهای، مرزبندیهایی مانند چپ و راست یا اصلاحطلب و اصولگرا اهمیت پیدا میکنند و گاهی تمایز میان خودی و غیرخودی به معیار اصلی ارزیابی افراد و جریانها تبدیل میشود. این میدان ممکن است برای حفظ موقعیت سیاسی گروهها اهمیت داشته باشد، اما لزوماً به حل مسائل کشور و اداره مؤثر امور عمومی منجر نمیشود.
نگاهداری عنوان کرد: با آغاز جنگ، مسئله اصلی تغییر میکند. حفظ موقعیت سیاسی و جناحی جای خود را به دغدغه امنیت ملی و حفظ بقای کشور میدهد. در نتیجه، میدان مدیریت بحران اهمیت بیشتری پیدا میکند و مرزبندیهای هویتی و سیاسی تا حدی به حاشیه میروند.
شاخص در ارزیابی افراد، توانایی حل مسئله باشد
وی در بخش دیگری از سخنان خود به مسائل جناجی و برجسته کردن آن ها در کشور اشاره کرد و گفت: معیار موفقیت مدیران نیز در چنین شرایطی تغییر میکند. دیگر صرفاً موضعگیری سیاسی یا تعلق جناحی تعیینکننده نیست؛ بلکه توانایی حل مسئله، حفظ خدمات عمومی در شرایط جنگی و جلوگیری از گسترش تهدیدها به معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد تبدیل میشوند. در جامعه نیز تحولی مشابه رخ میدهد. هویتهای جناحی تا حدی جای خود را به هویت ملی میدهند و تعلق به ایران، دفاع از کشور و مردم و احساس سرنوشت مشترک میان ایرانیان برجستهتر میشود. بنابراین، در شرایط جنگ، مسئله اصلی، معیارهای موفقیت و رفتار اجتماعی دستخوش تغییر میشوند. این تغییرات فرصتی فراهم میکنند تا میدان مدیریت بحران با بهرهگیری از ظرفیتهای سایر میدانها، به شکل مؤثرتری عمل کند.
نگاهداری ادامه داد: در واقع، میدان مدیریت بحران میتواند انسجام ملی را از میدان هویتی، دانش و ظرفیت اجرایی را از میدان کارشناسی و بوروکراتیک و اعتبار و همراهی مردم را از میدان اجتماعی دریافت کند و همه این ظرفیتها را در جهت مهار تهدیدهای کشور به کار گیرد. این توانایی برای بسیج و سازماندهی ظرفیتهای مختلف، یکی از عوامل موفقیت مدیریت بحران در شرایط جنگی است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس گفت: در برخی مقاطع، بخشی از ظرفیت اجتماعی مردم، آن هم عمدتاً در فرایندهای انتخاباتی، مورد استفاده قرار گرفته است؛ درحالیکه مشارکت مردم باید بهصورت مستمر در اداره کشور جریان داشته باشد. مشارکت عمومی صرفاً ابزاری برای عبور از بحران نیست؛ بلکه یکی از ارکان قدرت ملی و از عوامل مؤثر در تقویت تابآوری اجتماعی است. اگر بتوانیم مشارکت مردم را به شکلی پایدار در ساختار حکمرانی نهادینه کنیم، ظرفیت کشور برای مواجهه با بحرانهای آینده و تنشهای احتمالی در سطح منطقهای و جهانی افزایش خواهد یافت.
تبدیل مدیریت بحران به الگویی پایدار برای حکمرانی
نگاهداری تصریج کرد: اگر بخواهیم میدان مدیریت بحران را به قابلیتی پایدار در کشور تبدیل کنیم، نباید سایر میدانهای سیاست را کنار بگذاریم؛ بلکه باید کارکرد آنها را اصلاح و در مسیر حل مسئله هدایت کنیم. مدیریت بحران نباید سیاست را حذف کند، بلکه باید سیاست را مسئلهمحور سازد. نباید کارشناسی را کنار بگذارد، بلکه باید دانش کارشناسی را به اقدام و تصمیمگیری اجرایی پیوند دهد. نباید اعتماد و مشارکت اجتماعی را نادیده بگیرد، بلکه باید این اعتماد و مشارکت را به سرمایهای پایدار برای افزایش تابآوری اجتماعی تبدیل کند؛ سرمایهای که در مواجهه با بحرانها و تنشهای احتمالی سالهای آینده نیز به کار آید. همچنین، هویت ملی باید جایگزین مرزبندیها و رقابتهای صرفاً جناحی و سیاسی شود تا بتوانیم ظرفیتهای مختلف کشور را در مسیر تحقق اهداف ملی به کار بگیریم.
وی در پایان سخنان خود گفت: در مجموع، نوسازی نظام حکمرانی مستلزم آن است که تجربههای موفق دوران جنگ را شناسایی کنیم، عوامل موفقیت آنها را بشناسیم و این عوامل را در ساختارها، فرایندها و معیارهای اداره کشور نهادینه کنیم. تنها در این صورت است که میتوانیم از حکمرانی مبتنی بر بقا و تابآوری در شرایط بحران، به حکمرانی مبتنی بر پیشرفت، توسعه و ارتقای قدرت ملی حرکت کنیم. /
پایان پیام

نظر شما